اسماء، القاب، نعت و منقبت حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در لوح محفوظ به ترتیب حروف الفبا

حرف (ا): ابو الانبیاء، ابو الزّهراء، ابو الطیّب، ابوالمساکین، احمد محمود، احمد مرسل، اخوالعلی، ادیب الهی، ارادت الهی، اسعد پیغمبران، اشرف انبیا، اشرف جهان، اصل عرفان، اعدل عادلان، اعظم اتم، اعظم گیتی، اعلم عباد، اعلم میثاق، افصح عرب، اکرم الدّهر، اکمل الکاملین، اکمل دهر، امام اتقیا، امام المرسلین، امام انام، امام انبیا، امام جهان، امام رسل، امام زمان، امر الهی، امر حق، امید عالم، امیر عرب، امیرالمتّقین، امین دهر، امین عالم، انسان کامل، انوار جهان، اوج کل، اوحد دانا، اورع النّاس، آب حیوان، آزاد مرد، آفتاب امید، آفتاب بلند، آفتاب جود، آفتاب حسن، آگاه حق، آیت اجلال، آیت تطهیر، آیت علیم، آئینه اسرار، آئینه دل

حرف (ب): باب ایمان، باقر العلوم، بحر احسان، بحر بی پایان، بحر بی کران، بحر حسن، بحر عدل، بحر عرفان، بحر عقل، بحر علم، بحر عنایت، بحر کرم، بحر کمال، بحر لطافت، بدر الهدی، بدر جهان، بدر عالم، بدر منیر، بدیع گیتی، برآرنده حاجات، برگزیده دهر، برگزیده عالم، برهان حقیقت، برهان صدق، برهان قاطع، بزرگ جهان، بزرگ دین، بزرگ کیهان، بزرگ مکّه، بلند مرتبه، بن عبدالله صلّی الله علیه، بنای کرامت، بنده خاص، بنده نواز، بنیاد شرف، بی عدیل، بی همتا

حرف (پ): پادشاه اسلام، پادشاه زمانه، پاک اندام، پاک باطن، پاک بیان، پاک جبین، پاک حسب، پاک دل، پاک دین، پاک طینت، پاک گوی، پاک مزاج، پاک نطق، پاک نهاد، پناه امم، پناه جهان، پناه خلق، پناه دین، پناه یزدان، پیغمبر صدق، پیغمبر عالمین

حرف (ت): تاج الاولیاء، تاج تطهیر، تاج تکوین، تاج جهان، تجلّی اعظم، توقیع توحید

حرف (ج): جامع الکمالات، جامع حسنات، جان اسلام، جان آدم، جان پاک، جان جهان، جان خلق، جان دهر، جان علم، جان قرآن، جان مسیح، جدّ الحسن، جلوه توحید، جلوه حق، جلوه محبوب، جلوه معشوق، جلیل القدر، جمال ایزد، جمال پاک، جمال زیبا، جمال محبوب، جمیل الشیم، جواد جهان، جوهر ادراک، جوهر دانش، جوهر فعّال، جهان جود، جهان فروز

حرف (چ): چراغ ارم، چشم اسلام، چشم زمان، چشم عقل، چشمه الطاف، چشمه تجلّی، چشمه جود، چشمه روان، چشمه سعادت، چشمه عنایت، چشمه مودت

حرف (ح): حاکم حدود، حاکم دهر، حاکم شرع، حامد اله، حامل وحی، حامی دین، حبل متین، حبیب انام، حبیب جهان، حبیب سبحانی، حبیب کونین، حبیب گیتی، حبیب یکتا، حصن حصین، حقّ الیقین، حق طلب، حقیقۀ الحقایق، حکم یزدانی، حکمت کامله، حکیم ازل، حکیم الهی، حمد و احد، حیات جاوید

حرف (خ): ختم المرسلین، خدا طلب، خداشناس، خرمن تقدیس، خلیفۀ الرحمن، خلیل الله، خلیل حق، خواجه فلک، خواجه کونین، خیر جاری، خیر نهاد

حرف (د): داعی حق، داور اولیا، داور لولاک، دُرّ یکتا، دریای احسان، دریای توحید، دریای جلال، دریای جود، دریای رحمت، دریای عطا، دریای کرامت، دریای کمال، دریای مروّت، دل مؤمنین، دولت عظمی، دیده زمان، دیده عقل

حرف (ذ): ذاکر حق

حرف (ر): رحمت ابد، رحمت النّاس، رحمت عالم، رحمۀ العالمین، رسالت پناه، رسالتمآب عین یقین، رسول الثقلین، رسول بر حق، رسول داور، رسول کریم، رسول مجید، رسول مقبول، رفیع منزلت، روان انبیاء، روح اکبر، روح الارواح، روح انور، روح دهر، روح عالم، روح مجسّم، روح مطهّر، روح معنی، روح مقدس، رهبر کامل، رهنمای حق، رهنمای خلق، رهنمای طریقت

حرف (ز): زاهد زمان، زبده انام، زبده اولیا، زبده تکوین، زبده عالم، زبده عالمین، زبده عباد، زبده کائنات، زبده کونین، زین خلق، زینت انام، زینت دارین، زینت عالم

حرف (س): ساحل مقصود، ساحل نجات، ساطع النّور، سالار جهان، سالار دین، سالار کامکار، سایه اله، سایه عاطفت، سپهر حشمت، سپهر سطوت، سپهر کرم، سحاب رحم، سحاب کرم، سراج آفاق، سراج دهر، سراج عشق، سراج مجید، سردار انام، سردار جهان، سردار زمن، سردار نعمات، سرمایه ازل، سرمایه صفا، سرمایه عدل، سرور اصفیا، سرور انبیا، سرور انجمن، سطوت ربّانی، سعادت دارین، سلام ما بدرگاه، سلطان الخافقین، سلطان پاک، سیادت پناه، سیّد الابرار، السیّد البشر، سیّد الثّقلین، سیّد المرسلین، سیّد عارفین، سیّد عالی، سیّد کاینات، سیّد مطهّرین

حرف (ش): شاه عالمیان، شاه گیتی، شاه ملک دین، شاهد حقیقی، شخص اوّل، شرف اقوام، شرف جنّت، شرف دین، شرف گیتی، شریعت پناه، شریف عالم، شفیع الامم، شکر گذار، شمس الهدی، شمس جهان، شمع اقبال، شمع اکابر، شمع انجمن، شمع ایمن، شمع زندگانی، شمع کاینات، شمع محفل، شیرین نطق

حرف (ص): صابر دهر، صابر خلق، صاحب ارشاد، صاحب الامر، صاحب کمال، صاحب لوا، صبح روشن، صدر الانام، صدر جنّت، صدر فلک، صدّیق دهر، صفی الله

حرف (ض): ضیاء الله

حرف (ط): طالب ایزد، طبع پاک

حرف (ع): عالم اسرار، عالم فرد، عالم معنی، عالی حسب، عالی شکوه، عالی قدر، عالی مقام، عبد مؤید، عبدالله، عزّت جهان، عقل فعّال، عقل کل، علم الیقین، عمّان خُلق، عمّان کرم، عنایت اله، عین اسلام، عین الحق، عین ایمان، عین آفاق، عین جهان، عین عدل، عین عصر، عین علم، عین ملک، عین نور

حرف (ف): فخر عالم، فرقان مجید، فرمان ایزد، فرمان جلیل، فروغ معانی، فرید الدّهر، فصیح گفتار، فضیلت کونین، فقیه عالم، فلک سریر، فلک مراد، فیاض عالم، فیض متّصل

حرف (ق): قاسم جنّت، قاسم نعمه، قاضی حق، قاضی محشر، قبله علم، قبله کمال، قبله مرادات، قبله ملک، قدرت الهی، قدوه اصفیا، قدوه تکمیل، قدوه تکوین، قدوه عالم و آدم، قدوه کاینات، قدوه کونین، قدوه گیتی، قطب احسان، قطب الاقطاب، قطب جلال، قطب حسن، قطب دهر، قطب رسالت، قطب عالم خاتم النبیین، قطب عالی، قطب کونین، قلب جهان، قلب معانی، قلم قدرت

حرف (ک): کاتب لوح، کاشف دقایق، کافل مهمّات، کان جود، کان حیا، کان عقل، کتاب الله، کتاب حُسن، کتاب علم، کتاب محکم، کرم حق، کریم الخلق، کریم النّفس، کریم جهان، کریم دارین، کشاف عالم، کشتی امید، کشتی نوح، کعبه حاجات، کعبه دارین، کعبه دل، کعبه کونین، کعبه مقصود، کلام الله، کلید سعادت، کمال عقل، کنز الهام حبیب الله رسول الله، کنز حلم، کنه عقل، کوه حلم، کوه وقار، کهف کونین، کهف ملک

حرف (گ): گرامی عالم، گرامی قدر، گرامی گهر، گل کاینات، گنج ایقان، گنج خرد، گنج صبر، گنج عدل، گنج مقصود، گنج مناقب، گوهر ارجمند، گوهر ایمان، گوهر مقبول

حرف (ل): لامع النّور، لُبّ لباب، لطافت اساس، لطف عمیم، لوای نصرت

حرف (م): ماحی ظلام، ماحی کفر، مالک انام، مالک رقاب، ماه جمال، مایه دانش، مبارک منظر، متانت شعار، متواضع عالم، مجمع اخلاق، مجمع کمال، مجمع مکارم، مجموعه مکارم، محبّ خلق، محبّ عباد، محبوب رب، محسن خلق، محسن دهر، محلّ مقصود، محمّد، محمّد عربی، محیط دهر، مخبر صادق، مختار جبّار، مخدوم مطلق، مدار جهان، مدار صدق، مدار علم، مدبّر دهر، مدبّر زمان، مدینه علم، مراد معالی، مرآت ذوالجلال، مرجع اجلال، مرجع کرم، مرجع کل، مرجع مهمّات، مرحمت حق، مرکز ادوار، مرکز توصّل، مرکز حقایق، مستجاب الدّعوات، مشیّد قوانین، مطاع الانام، مطاع جهان، مطلع اخلاق، مطلع انوار، مطلع فنون، مطلع وفا، مطلع ولایت، مظهر البراهین، مظهر رحمن، معدن الرّحمه، معدن انوار، معدن برکت، معدن فصاحت، معروف عالم، معزّ جهان، معزّ دارین، معصوم ازل، معلّم موسی، معمار فلک، معنی توحید، معنی طه، معنی یس، معیار حیا، مقام امن، مقبول الهی، مقبول دهر، مقبول رب، مقتدای اصفیا، مقتدای جهان، مقدّس اساس، مقصود انام، مقصود جهان، مقصود جهانیان، مقصود کل، مقصود کونین، مقصود مسالک، مکرمت یزدانی، ملاذ محبّان، ملجای جهان، ملک الملوک، ملک پناه، ممدوح آفاق، ممدوح عالم، ممکن اوّل، منبع احسان، منبع اخلاص، منبع الطاف، منزل البرکات، منزل قرآن، منوّر بارگاه، مورد الهام، مولای کل، مه تابان، مه مبین، مهبط جبرئیل، مهبط وحی، مهر جود، مهر حیا، مهر منیر، مهربان امت، میر قافله، میزان عدالت، میزان عقل، میزان عمل، میزان محبّت

حرف (ن): ناصر عالم، نبیّ اکرم، نبیّ الرّحمه، نبیّ الله، نبیّ الهاشمی، نبیّ جمیل، نجیب دهر، نخل امید، نعمت بی حساب، نفس مطمئنّه، نفس نفیس، نوح محشر، نور انام، نور ایمان، نور آفتاب، نور حق، نور دارین، نور سبحان، نور عرفان، نور عقل، نور کیهان، نور یقین، نورالحرمین، نهال عدل، نیّر اسلام، نیّر جلال، نیک خصال

حرف (و): و اصحابه المتّقین، و آله المعصومین، واجب الاطاعه، واجب التعظیم، واقف اسرار، واقف حقایق، والا تبار، والا خطاب، والا صفات، والا منزلت، والا نهاد، والا همّت، والی جهان، والی عالم، والی ولایت، وجود جلی، وجه احسن، وجه موجّه، وحید الدّهر، وحید اوّل، وسیله برایا، وسیله عالم، وسیله کاینات، وسیله گیتی، وقار علم، وکیل مطلق، ولیّ احبّا، ولی اسلام، ولیّ النّعم، ولیّ پاک، ولیّ خدا، ولیّ زمان، ولیّ مطلق، ولی یکتا

حرف (هـ): هادی امم، هادی جهان، هادی جهانیان، هادی دارین، هادی دانا، هادی دوران، هادی راه، هادی زمان، هادی کامل، هادی کل

حرف (ی): یگانه دهر

نوشتار علامه سیّد ابوالحسن حافظیان در سبب تألیف لوح محفوظ: در سال 1351 هجری مطابق 1932 میلادی سفر اوّلی بود که از مشهد مقدّس روانه‌ی هندوستان شدم به سبب ایّام ناموافقی که در پیش بود ده سال و شش ماه به ایران مراجعت نکردم و در این مدّت که دوران جوانی بود با لباس ساده و مخفّفی به هر کوه و دشت و بیابان و خانقاه و مسجد و مندر در شهرها و روستاها می‌گشتم سیّار و سیّاح بودم و ایّام گرما را که برایم طاقت فرسا بود به نقاط سرد آن مملکت می‌رفتم چنانچه شش سال متّصل هر سالی شش ماه به سرزمین کشمیر که از همه سرزمین هند شباهت بیشتری به ایران داشت رفتم، تعریف و توصیف آن سرزمین را از اهالی هند که سرزمین ایران را ندیده بودند همیشه می‌شنیدم با خود گفتم «که اگر بر سر شمشیر روم من *** باید که به سیّاحی کشمیر روم من» بحول الله و قوّته رفتم، بیشتر اوقات در جنگل «صوفی پوره» در دامنه‌ی کوه «تَرال» کشمیر اقامت می‌گزیدم. اینجا از شهر سرینگر که مرکز کشمیر بود تقریباً شصت میل دور بود در نزدیکی قریه‌ی «پهلگام» که محلی سرسبز و شاداب و در گرما سرد بود و کوه‌های پر برفی داشت با فاصله 10 میل مقابل اسلام آباد (انت ناک) در دامنه (کوه ترال) محلّ مرتفعی بود به نام تپّه «صوفی پوره» مردم آن سرزمین بیشتر فقیر و شیعه و همه بیابانی و از راه و رسوم دنیا و شهر بی اطّلاع بودند و بسیار با خلوص و محبّت به احقر مهربانی می‌کردند و به قول معروف «دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید» که اگر افراد متمدّن امروز حقیر را به آن حالت در آن نواحی می‌دیدند یقیناً دیوانه می‌خواندند و من دیوانه در آن دشت دیوانه‌خانه بسیار خوش بودم و می‌گفتم «خوش عالمی است عالم دیوانگی *** اگر موی دماغ ما نشود شخص عاقلی» دو نفر ملازم یکی پس از دیگری در آن سرزمین با خود همراه داشتم که کمک کار من بودند اوّل مرحوم «اسد میر» و دوّم «علی شیخ» که حال صاحب خانه و زندگی و ساکن کراچی است خدا جزای خیر به آن مردمان مؤمن دهد.

القصّه مدّتی بود در این خیال بودم که طرفه‌ای در این دیار پهناور هندوستان به رسم یادگار برای دوستان بگذارم و چه بهتر می‌شد که آن طرفه طوری می‌بود که مورد توجّه همه مسلمانان از سنّی و شیعه واقع می‌شد خصوصاً مطلبی که مرا متأثّر داشته و از آن متأسّف بودم این بود که برادران اهل سنّت می‌گفتند، شیعه از تشیّع سطحی خود شب و روز به مدح سرائی و منقبت گوئی حضرت مولای متّقیان امیرالمؤمنین علیه الصّلوة و السّلام مشغول است که گویا از سرور دو عالم فخر عالم و آدم حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فراموش کرده‌است.

برادران اهل سنّت نیز همیشه به این رویّه اعتراض داشتند و گاهی زبان به تجاوز می‌گشودند به خیال آنکه مذهب جعفری (ع) دستورش همین است همه شیعیان عالم را به همین نظر می‌دیده و می‌بینند که جای بسیار تأسف است لهذا همیشه به خاطر داشتم که صفحه‌ای در مدح و منقبت خلاصه‌ی موجودات سرور کائنات حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم از خداوند متعال درخواست کنم که دارای خصوصیّات و مزایائی باشد شاید خدای بزرگ مورد توجّه کلّیه‌ی مسلمانان بخصوص مسلمانان آن خطّه قرار دهد و آن افکار را از ضمایر آنان بیرون بَرَد و دارای این خصوصیّات باشد:

1- در باطن عمیق و مفصّل باشد 2- هر چه باشد یک صفحه بیشتر نباشد 3- تحیّرآور و معجزنما باشد 4- صنایع علمی و بدایع ادبی داشته باشد 5- خوش‌نما و خوش‌خطّ و خوش‌رنگ باشد 6- به علم حروف و عدد متّکی باشد 7- با ظواهر خوب و حقایق عالی باشد

به هر حال شش ماه در همان محلّ در کشمیر متوقّف و به آن مصروف بودم اوّلاً صورت و طرح آن نقش را کشیده و بعد ده آیه از قرآن مجید را که متعلّق به حضرت صلّی الله علیه و آله می‌باشد یافتم و فوق صفحه نوشتم هر ده آیه را یکجا عدد گرفتم اعداد آنها را که به حساب ابجد جمع شده بود زیر آنها گذاردم و بعد شروع به انتخاب اشعار شیخ سعدی علیه الرّحمه نمودم از کتاب بوستان او که قصیده‌ای در مدح حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در حال خوشی گفته که به یقین در آن وقت با تأثّرات و ایمان کامل متوسّل به آل و اهل بیت اطهار (ع) شده‌است این اشعار را ذیل آیات مبارکه قرآن نوشتم

در جنگل صوفی پوره دامنه‌ی کوه ترال کشمیر مقیم چند سنگی گذارده تخته هائی بالای آن سنگ‌ها نهاده میزی ساختم حصیری زیر خود فرش کردم کتاب و کاغذ و ساعت و کیف دستی بالای میز به نظر می‌آید کنار زمین جوی آب جاری است اطاق چوبی انبار ذرّت می‌باشد چون درآن نواحی خرس‌های سفید موذی آمد و رفت می‌کردند به وسیله نردبان بالا رفته و همانجا می‌خوابیدم.

و به مضامین اصل لوح مبارک شروع کردم چون سلام در بین همه مسلمانان رایج و شعار است خواستم سطر اوّل لوح را به سطر سلام اختصاص دهم که همیشه این لوح در هر کجا که باشد حقیقتاً سلامی باشد و به اصطلاح اهل فن ذوالکتابه باشد و نیز مُضمری و مُظهری باشد یعنی هم اعداد و هم حروف باشد یعنی روح و جسم هر دو با هم باشد که در واقع زنده و گوینده باشد دارای جمال و جلال و کمال باشد برای جهّال طلسم مهیبی، برای عوام نقش دلفریبی، برای خواص لوح عجیبی و برای اهل نظر مَدحیّه‌ای شگفت آور باشد تقریباً پنج ماه شب و روز در آن بیابان نه به فکر خواب و نه به یاد خوراک بودم بلکه همه‌ی هم و غمّم همین بود که این فکر عملی شود و این مقصد صورت گیرد صفحات بسیاری سیاه و مرکّب زیادی تباه کردم گاهی در عباراتش حیران و گاه دیگر در اعدادش سرگردان می‌گشتم تا آنجا که لحظاتی در اوضاعش پشیمان می‌شدم و این اندیشه همواره مرا به خود مشغول ساخته بود به طوری که شب و روز سرگرم آن بودم آخرالامر بسیار متحیّر و متفکّر و به کلّی از وضع آن مأیوس و از شکل گرفتن آن مبهوت شدم و به گوشه‌ای نشسته با خود گفتم پنج ماه از عُمر در چنین جائی با چنین حالتی گذشت و با دانستن مقدّمات در این مؤخّرات درماندم سرانجام با قلمی سرخ بر صفحه‌ی کاغذی برای همرهان و آنان که بعدها خواهند آمد نوشتم: (رفقا برای تنظیم و تشکیل 25*25 مُظهری و مُضمری به صورت ذوالکتابه به رفتار طبیعی کوشش نکنید و رنج نبرید که درست نخواهد شد و وفق نخواهد داد) این اقرارنامه را که در حقیقت ضربه‌ای بود، بر دانستنی‌هایم فرود آوردم و غرور و هوائی که در سر خویش داشتم فرو نشاندم و دانستم که تا کنون ندانسته‌ام با کمال خجالت و حقارت سر بر زمین نهادم و به خواب رفتم پس از لحظه‌ای از خواب برخاستم و خود را دگرگون یافتم که گفته‌اند:

هر که به شب راه رفت صبح به منزل رسید *** هر که به شب خواب کرد خاک به سر می‌کند

خواجه به این زیرکی کمتری از مرغکی *** ناله و افغان و آه وقت سحر می‌کند

دست حاجت چو بری پیش خداوندی بر که کریم است و و رحیم است و غفور است و ودود

ای علیمی که هزاران جاهل را به یک لحظه عالم نمودی، ای کریمی که هزاران محتاج را به یک لمحه غنی ساختی، ای حکیمی که هزاران مریض را به یک اشاره شفا بخشیدی، مرا به مقصود و مقصدم برسان، و خواسته‌ام را برآور، دیگر بار مشغول به محاسبه شدم دیدم گره‌ها باز شد، و خموشی‌ها به نوا درآمد، بل هو نور یقذفه الله فی قلب من یشاء مثل آنکه هر محاسبه‌ای درست درمی‌آمد و هر فکری راه مقصود می‌پیمود و در نتیجه خانه به خانه و سطر به سطر مرتّب می‌گردید مشکلات و معضلاتم حلّ می‌شد در چند لحظه به راه افتادم و در چند لمحه پیش رفتم و در چند دقیقه به ارتقا شدم و در چند ساعت به انتها رسیدم یقینم شد که در دفتر قدرت این کار به تصویب رسید گویند اسبی را می‌خواستند از جوی آبی عبور دهند آنچه می‌کردند چون به نزدیک جوی می‌شد و به آب نظر می‌کرد به قهقرا برمی‌گشت هر چه کردند نگذشت و از دیدن آب هراسان می‌شد عارفی به کنجی نشسته بود فریاد کرد این حیوان را نزنید آب را بر هم زنید و گِل آلود کنید و اسب را ببرید، چنین کردند، اسب به آسانی داخل جوی آب شد و گذشت از عارف راز مطلب را پرسیدند گفت تا وقتی که خود را در آب می‌دید بر روی خود دست و پا نمی‌گذاشت چون آب گِل آلود شد و خودبینی از نظر او محو گردید در آب داخل شد و از آب خارج گشت از این قضیّه فهمیدم تا در ضمیر خود، خویشتن را در این علم عالم می‌دیدم توان از آب گذشتن را نیافتم و چون این غرور شکسته شد و بر عجز و ناتوانی خود پی بردم و اقرار کردم به زلال رحمت الهی دست یافتم و به مقصود رسیدم پس دانستم که در هر کار لطف کردگار لازم است و دیگر کارها بی‌فایده است

تکیه بر تقوی و دانش در «حقیقت» کافریست *** راه رو گر صد هنر دارد توکّل بایدش

این همه گفتیم لیکن در بسیج *** بی عنایات خدا هیچیم هیچ

بی عنایات حق و خاصان حق *** گر ملک باشد سیاه هستش ورق

خلاصه

دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند *** و اندر آن نیمه‌ی شب آب حیاتم دادند

در چند روز اصول آن لوح مرتّب شد و فروع آن در خلال مسافرت به تدریج تا مدّت دو سال خاتمه یافت

گفت پیغمبر به آواز بلند *** با توکّل زانوی اُشتُر ببند

در این مدّت دو سال زمستان را در شهر دهلی (کهکشان منزل) منزل مرحوم جناب نوّاب سیّد سرافراز حسین خان بودم مردی بسیار مخلص و بزرگوار و علم دوست بود و در گرفتن اعداد ابجد مرا بسیار یاری می‌کرد روحش شاد باد چندین هزار کلمه را درباره‌ی آن حضرت (ص) عدد می‌گرفتیم و موافق نمی‌دیدیم و می‌گذشتم البتّه در این کار توکّل به کردگار و تأمّل سرشار و توجّه بسیار لازم بود اگر چه در این جستجو و تکاپو رُوحاً فوائد بسیاری عاید می‌شد که خستگی جسمی محسوس نمی‌گردید.

چه ولوله است هویدا به خطّه سخنان *** چه غلغله است که در عالم حروف بپاست

و پس از این دو سال که کامل شد تا مدّت زمانی به طبع نرسانیدم و تنها یک نسخه بیش نبود در ایّام تابستان که به مشهد مقدّس مشرّف می‌شدم همراه می‌بردم و می‌آوردم و به بعضی از دوستان و دانشمندان ارائه می‌دادم و شرح لازم را بیان می‌داشتم بسیار مرا مورد تشویق و تحسین و تقدیر قرار می‌دادند آقایانی که مرا به تقریظات خود مفتخر فرمودند حضرات:

آیت الله میرزا مهدی اصفهانی طاب ثراه

آیت الله حاج میرزا علی اکبر نوقانی طاب ثراه

آیت الله حاج شیخ علی اکبر نهاوندی طاب ثراه

آیت الله سیّد صدرالدّین قمی طاب ثراه

آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی طاب ثراه

و بسیاری از دانشمندان و بزرگان ایران لساناً مرا مورد تفقّد قرار دادند که ذکر اسامی آنها باعث تطویل کلام می‌شود. آیت الله العظمی بروجردی قدّس سرّه به آقای حجّة الاسلام آیت الله زاده حاج سیّد رضا صدرالدّین قمی فرموده بودند که سه شب است که چون به بستر خواب می‌روم به فکر این لوحم از حیرت آن خواب از سرم می‌رود که چگونه مرتّب شده‌است به هر حال چون هر کسی آن لوح را مطالبه می‌کرد و غرض من انتشار آن در بین مسلمانان هندوستان بود نخست آن را در آن سرزمین منتشر کردم.

همه خطوط آن به قلم خوشنویسان ایرانی است خطوط نستعلیق آن به قلم آقای حسن زرّین خطّ تهرانی خطوط ثُلث آن به قلم آقای حاج شیخ احمد زنجانی نجفی نقّاشی و جداول آن به قلم آقای علی محمّد خرد پیر در تهران انجام شد و خاتمه یافت و در کراچی مطبعه‌ی پروسیس پاکستان و مرتبه‌ی دوم در تاج کمپنی به طبع رسید و گراورسازی آن در (اکسپرس بلاک) انجام یافت و در همه‌ی این اقدامات کاملاً زیر نظر بود که با دقایق مخصوص خود به چاپ برسد تا اینکه خاتمه یافت. تعداد 4 هزار بر صفحات 52 * 65 با شش رنگ به چاپ رسید در هندوستان چندی منزل آقای علی احمد صاحب جعفری بازرس تعلیمات و فرهنگ شهر دهلی مهمان بودم جناب آقای دکتر ذاکر حسین دانشمند معظّم که مقام برجسته و شامخی و شخصیّت منحصر بفرد و ممتازی را در همه هند دارا بودند و شخصاً دانشگاهی به نام (جامعه‌ی ملّیه) در خارج شهر تأسیس و تشکیل داده بودند منزل به ملاقات احقر بارها تشریف آوردند در ملاقات اوّل فریفته‌ی انسانیّت و وقار و تواضع فطری معظّم لّه شدم. هدف استاد از این دیدار دیدن و شنیدن شرح لوح محفوظ بود که مفصّلاً شرح دادم معظّم لّه فرمودند که بسیار از دیدن لوح متعجّب شدم و نیز فرمودند که (اگر من این لوح را ندیده بودم و از خارج شرح آن را می‌شنیدم می‌گفتم چنین چیزی محال است لکن حال که خود می‌بینم باید بگویم ممکن است) بارها به ملاقات تشریف می‌آوردند و مذاکراتی و سؤالاتی درباره این لوح و دیگر رشته‌های علوم غریبه مطرح می‌نمودند و احقر تا جائی که ممکنم بود جواب عرض می‌کردم (رحمة الله علیه) از سؤالات ایشان که از روی علم و معرفت و خلوص بود بسیار محظوظ می‌شدم ایشان برای یک ماه توقّف در دانشگاه خودشان (جامعه‌ی ملّیه) دعوت فرمودند احقر به لحاظی معذرت خواستم بعداً برای یک روز بعد از ظهر دعوت فرمودند که دانشمندان و پروفسورها و استادان را در آن ساعت دعوت کنند و ضمناً احقر برای آنان لوح محفوظ را شرح دهم پذیرفتم، به تاریخ 20 اکتوبر 1944 میلادی که مطابق با سال 1366 بود و چنین انجمن عالمانه‌ای در محلّ دانشگاه تشکیل شد به امر ایشان پشت میز رفتم از اوّل تا به آخر لوح محفوظ را مفصّلاً شرح دادم حاضرین از سنّی و شیعه به وجد آمدند و به صدای بلند تحسین و تمجید فراوانی کردند (در آن جمعیّت مردی به نام رفیع احمد قدوائی که لباسی بسیار ساده بر تن داشت برخاست و فرمود تا به حال چنین شخصی و چنین چیزی ندیده و نشنیده بودیم) چنانکه بعد معلوم شد شیعیان در آن روز بسیار خوشوقت و مفتخر شده بودند بعد آزادی هند جناب دکتر ذاکر حسین به مقام ریاست جمهوری و صدارت مملکت هندوستان رسیدند و آقای رفیع احمد قدوائی وزارت قانون مملکت هند را قبول کردند. جناب دکتر ذاکر حسین اوّلین کسی بود که از طرف دانشگاه برای حقیر تقدیر نامه‌ای مرحمت فرمودند که خواهد آمد اشخاصی که در هند قدردانی نموده و تقدیر کتبی مرحمت فرمودند:

جناب نوّاب مهدی یار جنگ رئیس دانشگاه (عثمانیه یونیورسیتی) حیدرآباد دکن مملکت آصفیّه

جناب نوّاب دکتر سر حافظ احمد سعید خان چهتاری نخست وزیر مملکت آصفیّه جی . بی . ای – کی . سی . ایس . آئی – کی . سی . آئی . ای – ایل ایل دی علیگره‌ی یونیورسیتی حال رئیس دانشگاه علیگره‌ی هندوستان.

اوّلین شخصی که در زمان دولت انگلیس گورنر (وزیر کشور) بود.

و در پاکستان جناب دکتر اشتیاق حسین ریاست محترم دانشگاه کراچی پاکستان.

جناب الله بخش کی بروهی وزیر سابق قانون مملکت پاکستان.

جناب دکتر حمید احمد خان صاحب معاون دانشگاه لاهور پنجاب مملکت پاکستان.

و دیگر از شخصیت‌های برجسته مملکت پاکستان که مرا مورد تقدیر و تشویق و تحسین وافری قرار دادند:

جناب ژنرال محمّد موسی خان وزیر کشور پاکستان غربی و سپه سالار ارتش پاکستان. مرحوم محمّد علی حبیب. مرحوم حاتم علوی. مرحوم پروفسور سیّد حسن اختر. مرحوم حاجی داود ناصر. جناب غلام محمّد فکتو آدم جی.

و بحمدالله و المنّة مخارج چاپ را از مئونه‌ی شخصی پرداخت نموده و از کسی کمک نگرفتم و تا ممکن شد بلا قیمت و به رایگان به اشخاص تقدیم داشتم، مرحوم غلامحسین تهاور شرح آن را به انگلیسی ترجمه نمود و به طبع رسید و منتشر گردید و به خارج فرستاده شد و مرحوم سیّد ساجد حسین صاحب لکنهوی شرح آن را به زبان اُردُو نوشت و به طبع رسید روحشان شاد باد

بحمدالله و المنّة و بحول الله و قوّته تا حدّی مقصدی که داشتم حاصل شد یعنی از جانب یک نفر شیعه بی غرض یک صفحه مَدحیّه حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم را به طوری که می‌خواستم برای دانشمندان مسلمان آن مملکت و دیگر ممالک اسلامی به رسم یادگار باقی گذاردم و برای شش دانشگاه پاکستان حدود 600 جلد کتاب لوح محفوظ به زبان اُردُو فرستادم.

و اینک این رساله‌ی لوح محفوظ به زبان فارسی که تا کنون منتشر نشده بود با همکاری آقایان دانشمند: محمّدرضا حکیمی و محمّد حکیمی و علی حکیمی تنظیم شد و در دسترس فارسی زبانان قرار گرفت.

منبع: کتاب شرح و تفسیر لوح محفوظ، صص 78 – 68

نوشتار علامه سیّد ابوالحسن حافظیان در شرح لوح محفوظ:

این لوح داری خواص و حقایقی است که نزد اهل این علم روشن است.

مبنای این لوح بر پنج (5) است.

صورت این لوح شامل بیست و پنج (25) مخمّس است.

هر یک از مخمّس‌های داخل این لوح دارای بیست و پنج (25) خانه است.

پس مجموع خانه‌های این لوح ششصد و بیست و پنج (625) است. به عبارت دیگر این لوح از هر طرف دارای بیست و پنج (25) خانه است که کلّاً ششصد و بیست و پنج (625 = 25 * 25) می‌شود.

هر بیست و پنج (25) خانه از این لوح به صورت افقی یا عَمُودی یا قُطر (مُورّب) سطر نامیده می‌شود لهذا در این مربّع بیست و پنج (25) سطر است.

سطر اوّل آن سلامی به بارگاه رسالت است که به الفاظ مُسلسل و مترادف مرتّب شده‌است، و باقی بیست و چهار (24) سطر دیگر یعنی ششصد (600) خانه آن هر کدام دارای دو کلمه‌ایست که از اسماء و القاب و نعت و منقبت آن بزرگوار بیرون نخواهد بود.

عبارت هر خانه از آن ششصد و بیست و پنج (625) خانه را به حساب ابجد عدد گرفته و در آن خانه‌ها زیر عبارات نهاده‌ایم امّا هیچ یک از آن جملات تکرار نشده است و هیچ عددی هم دو بار نیامده‌است لهذا در هر خانه عددی است که در خانه‌های دیگر نیست.

جمع اعداد هر ردیف آن که بیست و پنج (25) خانه است افقی یا عمُودی یا قُطر (مورّب) با یکدیگر مساوی خواهد بود و آن را جمع کُلّ و میزان و وِفق و حاصل جمع می‌گویند.

جمع کُل = 11826

چنانکه در حاشیه چهار طرف جدول مقابل هر سطر و ستونی این جمع کُلّ نوشته شده‌است. هر یک از مخمّس‌های داخل لوح دارای بیست و پنج (25) خانه است و کُلّاً بیست و پنج (25) مخمّس است، پس ششصد و بیست و پنج (625 = 25 * 25) خانه است.

برای تشریح وفق آنها که قابل تأمّل و توجّه است مخمّس اوّل را شرح می‌دهیم. اگر اعداد پنج خانه این مخمّس را به طور افقی یا عَمُودی یا مُورّب «قُطر» و یا به طور مختلط جمع کنیم حاصل جمع آن پنج عدد (1719) خواهد شد.

منبع: کتاب شرح و تفسیر لوح محفوظ، صص 40 – 36

آیت الله العظمی بروجردی (قدس سره):

«سه شب است که چون به بستر می روم به فکر این لوحم (لوح محفوظ)، از حیرت آن خواب از سرم می رود که چگونه مرتب شده است.»

آیت الله شیخ مجتبی قزوینی (ره):

«از جمله آثار بدیعه ی این سیّد جلیل که مصدق مراتب سامیه ی ایشانست این لوح معظم (لوح محفوظ) می باشد که مزایا و خواص آن نزد اهلش بیّن و مبیّن است، سزاوار است عموم طبقات قدردانی نعمت وجود ایشان را نموده و از برکات انفاس قدسیّه مشارٌ الیه خود را مستنیر فرمایند.»

دکتر فتوت نصیری سواد کوهی:

لوح در نزد ارباب علوم غریبه و خفیه، جدولی است که در آن اسماء خاص به حروف یا عدد یا ذوالکتابه «به حروف و اعداد هر دو» به گونه‌ای تنظیم می‌گردد که مجموع اعداد افقی و عمودی و مورب هر ستون به عددی معین وفق دهد. یعنی اگر از هر طرف و از هر ستون اعداد خانه‌ها جمع گردد نتیجه حاصله مساوی است و آن لوح «موفق» است. بنابراین تنظیم چنین لوحی با خانه‌های زیاد که واجد اسماء حسنا و صفات علیا و اعداد جزئی مربوط به اسم موفق باشد، کاری بس مشکل است که به جز امداد غیبی و افاضات الهی کسی را قدرت تنظیم آن نیست. هر لوح در صورت تنظیم طبق قاعده توسط استاد صاحب نَفَس و وفق خانه‌ها، آثاری دارد که در محل خود می‌باید بحث شود و در این وادی جای سخن بسیار است. اما لوح تنظیمی توسط استاد حافظیان رحمه الله علیه در رابطه با انسان کامل حضرت خاتمی مرتبت محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است که در قالب جدول 25×25 خانه تنظیم شده است. لوح محفوظ در نوع خود بی‌نظیر بوده و محتوای آن نشان می‌دهد که افاضات ربّانیه و عنایات سبّوحیه بر قلب پاک این عارف پاک‌باخته تابیدن گرفت و رشحات قلم او طی سال‌ها ریاضات شرعیه به صورت اثری بدیع این‌گونه در منظر و مرئی قرار گرفت. خداوند سبحان او را با اجداد طاهرینش محشور فرماید.

آدرس موسسه فرهنگی خاتون قلم:
تهران، خیابان شریعتی، روبروی پارک شریعتی، کوچه ذکایی، بلوار رودخانه، پلاک 20، واحد 1
تلفاکس: 22883411
تلفن: 22888018
کد پستی: 1661719481
زمان پاسخگویی: ساعات اداری روزهای یکشنبه و سه شنبه

سایت خاتون قلم: www.khatooneqalam.ir

حق چاپ برای «لوح محفوظ» و «لوح جنة الاسماء» علامه سیّد ابوالحسن حافظیان محفوظ می‌باشد.

هرگونه کپی، پرینت و فروش این الواح از نظر شرعی جایز نیست و فاقد اثر خواهد بود.

لطفا برای تهیه الواح اصلی به «موسسه خاتون قلم» مراجعه بفرمائید.

8 پاسخ
  1. رضابرزگر
    رضابرزگر گفته:

    خدا خیر دو دنیا رو به شما بده
    ……………………..
    مدیر: سلام بر شما، خدواند همه دوستداران اهل بیت سلام الله علیهم را عاقبت بخیر فرمائید ان شاء الله.

    پاسخ
  2. مهربان
    مهربان گفته:

    سلام
    خواص لوح محفوظ چی می باشد و از این اعداد چه چیزی استخراج میشود؟
    ……………………..
    مدیر: سلام کتاب شرح و تفسیر لوح محفوظ را تهیه بفرمائید و مطالعه کنید.

    پاسخ
  3. بهجتی
    بهجتی گفته:

    سلام. آیا کسی الان هست که این لوح رو تحریر و قلم کنه؟ اگه هست و براتون مقدوره به بن ه ایمیل بزنید. ممنون
    ……………………..
    مدیر: سلام، الواح را می‌توانید از موسسه خاتون قلم تهیه بفرمائید.

    پاسخ
  4. محمد
    محمد گفته:

    سلام آیا کتاب لوح محفوظ با شرح و تفسیر لوح محفوظ فرق داره یا اردو یکی است؟
    ……………………..
    مدیر: سلام، برای تهیه کتاب «شرح و تفسیر لوح محفوظ» به سه زبان فارسی، اردو و انگلیسی به موسسه خاتون قلم مراجعه بفرمایید.

    پاسخ
  5. پيمان پرينچي
    پيمان پرينچي گفته:

    سلام کتاب لوح محفوظ و همچنین خود لوح را از کجا میتونم تهیه کنم
    ……………………..
    مدیر: سلام، برای تهیه الواح و کتاب با موسسه خاتون قلم تماس بگیرید. آدرس موسسه و شماره تماس در بالا درج شده است.

    پاسخ
  6. ثریا
    ثریا گفته:

    سلام اصلا جواب تلفن نمیدهند در موسسه هرچی تماس میگیریم؟چطوری تهیه کنیم ؟
    ……………………..
    مدیر: سلام، برای تهیه الواح و کتاب باز هم با موسسه خاتون قلم تماس بگیرید. آدرس موسسه و شماره تماس در بالا درج شده است.

    پاسخ
  7. حسن
    حسن گفته:

    سلام.
    ۱.«لوح محفوظ» و کتاب«شرح و تفسیر لوح محفوظ»کی موجود خواهند شد؟
    ۲.چجوری از موجود شدنش با خبر شویم؟
    ……………………..
    مدیر: سلام، برای تهیه الواح و کتاب با موسسه خاتون قلم تماس بگیرید.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


7 + 7 =