آیت الله العظمی بروجردی (قدس سره):

«سه شب است که چون به بستر می روم به فکر این لوحم (لوح محفوظ)، از حیرت آن خواب از سرم می رود که چگونه مرتب شده است.»

آیت الله العظمی وحید خراسانی (حفظه الله):

«جهت تعریف و شناساندن شخصیت علمی، عرفانی و دینی علامه حافظیان به مردم ایران و جهان باید کاری جدی انجام شود. در مورد حافظیان یا باید کار فاخر باشد یا انجام نشود.»

آیت الله شیخ مجتبی قزوینی (ره):

«سید بزرگوار بسیار قوی است.در علم بسیار بالاست و هر کار بخواهد می تواند انجام دهد.»

علامه محمدرضا حکیمی:

«آقای حافظیان از نوادر روزگار بودند و از اصحاب استقامت و مداومت در ریاضات مهمه شرعیه بدون هیچ انحرافی در سلوک، نه در عقیده، نه در عمل و از استادان مسلم (علوم غریبه) بودند و واجد طی الارض و صاحب نفس و تاثیری بسیار قوی و در تسخیرات بسیار مسلط. آقای حافظیان را هر کسی درک نمی کند، انسان باید از عالم ملک به درآید و در عالم بالا جا بگیرد تا بفهمد کارهای ایشان و خارق عادت او چه بود، کرامات و اخلاق حسنه ایشان در السنه مردم است. باید همت گماشت و شهر به شهر، خانه به خانه در شهرهای ایران و هند و پاکستان و کشمیر رفت و آنها را ثبت نمود و بعد بلکه بشود آشنایی مختصری نسبت به ایشان پیدا کرد»

علامه امینی (ره):

«آقای حافظیان کلید علم هند و پاکستان است.»

استاد فاطمی نیا:

بركات وجود علامه حافظيان و امثال وی هرگز قطع نمی شود و پس از مرگ نيز ادامه دارد.

استاد مرتضی عطایی خراسانی (نویسنده، مدرس حوزه و دانشگاه):

سهم و نقش دانشمندان و عالمان اسلامی – ایرانی در بسط و گسترش عرفان اسلامی و ارتباط آن با علوم الهی و اسلامی بر کسی پوشیده نیست و اگر امروز عرفان اسلامی جایگاهی در جهان معاصر دارد همه را مدیون دانشمندان دینی و عالمان ربّانی است؛ که از این میان بایستی به عالم ربّانی و عارف بالله علّامه سیّد ابوالحسن حافظیان (ره) اشاره داشت. وی که فقیهی اصولی، و محدّثی اخباری، و حکیمی الهی، و فیلسوفی منطقی، و مهندسی ریاضی، طبیبی حکیم و واعظی عامل و متکلّمی زبردست و دارای فنون نادره و استاد علوم غریبه، ذوقی سرشار با ادبیاتی منحصر بفرد، قریحه‌ای سیال و علومی ژرف دارد؛ او که با دو اثر گرانبهایش «لوح محفوظ» و «جُنة الاسماء» که در جهان معاصر بی بدیل و کم نظیر است، جاودانگی و جامعیّت خود را به یادگار گذاشته است، و در حقیقت «لوح محفوظ» او اثر و نتیجه عرفان عملی و عبادت‌ها و ریاضت‌های شرعی و تکلیفی او بوده است که امروزه باقی و جاودانه شده، از روشندلانی است که سخت به تلاش و جد ّ و جهد پرداخته و از چشمه فیض الهی بهره‌ها برده و نهایت استفاده را نموده و هم اینکه راه علم و سرچشمه را یافته «منبع وحی قرآن و علوم اهل بیت علیهم السلام»، «احادیث و روایات» و هم از علماء و دانشمندان هم عصر خود خوب تلمّذ و شاگردی نموده، و در این راستا به کشف و شهودهایی رسیده که برای بعضی میسور نبوده، و او به حقیقت‌هایی ناب از جنس هستی وصول پیدا کرده و با سیر و سلوک شرعی، لوح محفوظ را به رشته تحریر در آورده و حتی در مورد استخراج اسماء خود فرموده‌اند: «البته این اسماء مؤثر و موجب توجه به ذات یکتا، عبادت و پرستش خدا و باعث توسل به قادر بی همتا و خواست امور و حوائج از ذات الهی جلّ و علا می‌باشد.». لوح محفوظ رشحه ای و ذرّه ای از اعجاز قرآن است که قطره ای از آن بر ذهن و دل علامه حافظیان (ره) چکیده و شامل هر کس نمی‌شود و شایستگی و ظرفیت می‌خواهد. مصحف روی و حدیث لبت از یاد ببرد، هرچه خواندیم و دیگر بر سر تکرار شدیم، هرچه دادند به ما از دیگری بهتر بود، تا سزاوار سرا پرده اسرار شدیم. من معتقدم بایستی هزار سال دیگر بر اسلام بگذرد تا شخصیتی مثل علامه حافظیان (ره) بیاید و تربیت شود، اثرماندگار او یعنی لوح محفوظ را فرهیختگان، عالمان و دانش پژوهان آینده کشف خواهند نمود. و شاید به رمز و رازهای اعداد و حروف و حقیقت مکنون آن پی برند، و آنگاه خواهند فهمید که علامه حافظیان (ره) مردی بر فراز زمان‌ها بوده است و ما امروز با درکی ناقص از ایشان هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

پرفسور قمر غفار (ریاست دانشگاه زبان و ادب فارسی دهلی نو):

«در هند دو شخصیت تأثیر گذار ایرانی وجود دارد: اول سید علی همدانی که تقریباً 90 درصد اهالی کشمیر را مسلمان کرد و شخص دیگر هم سید ابوالحسن حافظیان که با کردار و رفتار خویش و بدون هر گونه تبلیغ مستقیم اسلام را معرفی می‌کرد. به نظرم آنقدر که در کشمیر علامه حافظیان شناخته شده است در ایران اینطور نیست و دولت ایران باید در این مورد اقدام کند و مکان خاصی را برای زنده بودن همیشگی یاد ایشان در نظر بگیرد و در جهت شناساندن شخصیت ایشان بیشتر تلاش کند.»

نسرین فقیه ملک مرزبان (عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا سلام الله علیها):

زبان و ادراک علامه حافظیان (قدس الله روحه العزیز)؛ زبان گنجینه‌ای است برای ادراک و دریافت مقوله‌ها و مجموعه‌های عینی.  ماحصل دیدار و شنیدار و اندیشۀ انسان، در گسترۀ مفاهیم ذهنی او فرود می‌آید. بر این پایه؛ ابزار تفکر نیز بر این مفاهیم استوارند. به تعبیری نویسنده از یکسو با چارچوب فکری نظام مند و از سوی دیگر با زبان منظم و ساختارمند، میان ذهن خود و ذهن خواننده پلی ساخته و مفاهیم را منتقل می‌کند. حوزه‌هایی نیز که در اندیشه و ذهن نویسنده و مخاطب شکل گرفته اند، در بیشتر موارد انتزاعی هستند. اما در حقیقت این زبان است که  ساختار مفهومی گوینده را منتقل می‌کند و بنیان ساخت مفاهیم عینی را ایجاد می‌کند. انسان‌های بزرگی چون علامه حافظیان، وقتی با سلوک و ریاضت‌های گوناگون بر تعلیم و تربیت نفس خویش می‌کوشند چنان بلوغی را تحصیل می‌کنند که گاهی در الفاظ و مقوله‌های مفهومی رایج نمی‌گنجند و زبانی را اختیار می‌نمایند که به جای غموض و تعقید به سادگی پناه می‌برند با این تفاوت که این سادگی پس از پیچیدگی حاصل شده است نه قبل از آن. پختگی روح عرفایی از این دست بر دلالت‌ها و قراردادهای زبانی غالب می‌شود و از الفاظ و نشانه‌ها معانی ثانویه استخراج می‌کند. درک علامه از اعداد و الفاظ و اشکال و اوفاق با درک عوام تفاوتی آشکار دارد. او از روابط عدد یک تا عدد پنج و از گروه‌های پنج تایی و مخمس‌ها به اسماء الهی و القاب رسول اکرم (ص) می‌رسد. و با ششصد و بیست و پنج خانه  از الفاظ و اعداد به لوح محفوظی دست می‌یابد که گویی گوشه‌ای از رازهای تکوین الهی و روابط صناعت قدسی را در نظامی متعین کشف کرده است. نگاه علامه نه به زبان و حروف و عدد که بر کل هستی چنان عمیق و شاهد و کاشف است که مخاطب پس از آشنایی با این زبان بر دیدگاه خود شک می‌کند و از غفلت‌های دیرین خود آگاه می‌شود. شناخت مخاطب بر علامه وقتی کاملتر می‌شود که حوزه‌های معانی و مفاهیم پشت  صورت حروف و اعداد ساده را دریابد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 5 = 13