بر بارگه عشق

دیشب گذر دل به لب جام مه افتاد

پرواز ملائک همه بر بام شه افتاد

در گنبد مینا همه جا نور رضا (ع) شد

تصویر همه آئینه در شامگه افتاد

یکباره زمین نور شد و غرق ستاره

در سینه‌ی تنگم نظری زان نگه افتاد

از لطف رضایم (ع) تب سوزان چه فرو خفت

تا چشم دلم پر زد و بر بارگه افتاد

درد دل تنگم همه شد غرق شفایش

عشق آمد و دل مست، در آن دامگه افتاد

فیروزه شدم شاعر شیرین سخن عشق

چون نام رضایم (ع) به زبان گاه و گه افتاد

«سیده فیروزه حافظیان»

منبع: تب هشتم، ص 21

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code