سهم علامه سیّد ابوالحسن حافظیان در گسترش علم و عرفان شبه قاره هند

سیده قدسیه فیروزه حافظیان (شاعر، پژوهشگر)

همایش بین المللی پیشرفت زبان و ادبیات فارسی در جنوب هند، حیدرآباد- دکن (28-30 مارس 2009)

مروری بر زندگی عارف بزرگوار سید ابوالحسن حافظیان

عارف بزرگوار سید ابوالحسن حافظیان در سال 1332 ه. ق در مشهد مقدس قدم مبارک به عرصه وجود نهاد. پدر بزرگوارش حاج سید میرزا آقا و مادر با کرامتش بی بی معصومه خاتون هر دو از انسانهای پر ارج زمان خود بودند و چون پدرش به ریاضیات و عملیات مشغول بود و او هم شوق و علاقه زیادی به این رشته نشان می‌داد. پدر که متوجه علاقه او گردیده بود سید ابوالحسن را به شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی) طاب ثراه که در آن وقت در مشهد اقامت داشت معرفی کرد تا در محضر وی حاضر شود و نزد آن استاد فرزانه درس بخواند. مرحوم اصفهانی (نخودکی) هم او را پذیرفت و تحت تعلیم و تربیت قرار داد. حافظیان روزها در مدرسه میرزا جعفر تحصیل می‌کرد و شب‌ها در حجره فوقانی صحن عتیق جنب ایوان عباسی به عبادت و ریاضت مشغول شد بزودی در اثر استعداد سرشار نزد استادش مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی بسیار مقرب گردید و گوی سبقت را از دیگران ربود. استاد در مکتب و مجلس درسش نور و صفای وارستگی و آزادی را در سیمای ابوالحسن دقت کرد و به هوش و ذکاوت او بیش از دیگران اقرار نمود. نبوغ سید ابوالحسن حافظیان در نوجوانی به ظهوری کرامت گونه رسید و بارقه عرفان در او نمایان شد. مقدمات صرف و نحو، ریاضی، طب نجوم، هیئت، فقه و اخلاق از علومی هستند که این بزرگ مرد علم و عرفان و اخلاق نزد اساتید فرا گرفت و در هر یک از آنها به کمالی شایسته و بایسته نایل آمد. او در این ایام همیشه مترصد بود از اساتید دیگر هم استفاده کند. او از مرتاضان و عارفانی که برای زیارت از شهرهای ایران و کشورهای دیگر به مشهد مقدس مشرف می‌شدند نیز بهره مند می‌گردید.

اساتید

علاوه بر عارف بزرگوار حاج شیخ حسنعلی نخودکی دو استاد بزرگ عصر علامه سید موسی زرآبادی و علامه حاج سید مظهر حسین هندی در اکمال توانایی‌های معنوی استاد حافظیان تاثیر بسزائی داشتند. او شهرت تامی بواسطه عملیات روحانی و به جهت حسن خلق موروثی و خدادادی در میان افراد عام و خاص شهر مشهد مقدس محبوبیتی فوق العاده یافت و تا پایان عمر از محرمان و مشاوران و مشکل گشایان مردم گرفتار، نگران ومضطر و نا امید و بیمار به شمار می‌رفت و از علوم روحانی و ادعیه او مردم عام و خاص بهره می‌گرفتند.

شخصیت حافظیان در هندوستان و پاکستان

استاد سید ابوالحسن حافظیان از یک بیماری طولانی ذات الریه در اوایل جوانی و معجزه شفا یافتن او توسط جد بزرگوارش حضرت امام رضا (ع) که خود مبحث جداگانه ای دارد که باید از آن سخن گفت. اطباء به او تجویز کردند که در زمستان باید به گرمسیر برود. ایشان در سال 1351 ه. ق به سرزمین هندوستان سفر کرد و بار اول مدت 10 سال و شش ماه در آنجا اقامت گزید. ایشان در حدود نیم قرن در هند و پاکستان زندگی کرد او در تمام مدت اقامت خود با رجال و دانشمندان و سران کشوری و لشگری آن کشور در ارتباط بود مخصوصا پس از استقلال پاکستان یکی از شخصیتهای علمی و متنفذ این کشور به حساب می‌آمد و با حفظ ملیت ایرانی خود خدمات زیادی به همنوعان بخصوص ایرانیان می‌کرد ایشان صدر انجمن ایرانیان در پاکستان محسوب می‌شد و به مشکلات آنان بسیار همت می‌گماشت. او مریدان و علاقمندان بسیاری در میان رجال دانشمندان و دانشگاهیان و بویژه مردم دیگر داشت و مردمان آن سرزمین پهناور اکثرا به او عشق می‌ورزیدند و از او یاریهای معنوی می‌جستند و نتیجه هم میگرفتند خانه او مرکز رفت و آمد خلق و مردم بود و او با فروتنی همه را به نحوی می‌پذیرفت و گره از مشکلشان می‌گشود. استاد حکیمی می‌نویسند: «حافظیان با علامه اقبال پاکستانی دوستی و آشنائی داشته است و جریانهائی را از ایشان نقل می‌کردند. آقا سال‌های آخر عمرشان به فکر افتادند که شرح حالی برای علامه اقبال بنویسندد حتی صفحاتی نیز از این شرح حال نوشته شد بخصوص علل گرایش اقبال به ایران و تشیع در آن شرح حال بررسی شده بود و … در ادامه می‌نویسند موضوع دیگری که در محضر آقای حافظیان دیدم و بسیار جالب بود عکس گاندی رهبر فقید ملت هند در مجلس سوگواری امام حسین (ع) در پای منبر یکی از واعظان شیعه بود ایشان آن عکس را در مجموعه عکس‌هائی که داشتند نگهداری می‌کردند».

روزنامه معروف و پر تیتراژ «دان» حدود 50 سال پیش مطالب مفصلی در مورد لوح محفوظ به چاپ رسانید و علامه سید ابوالحسن حافظیان را با تیتر «دانشمند و ریاضیدان بزرگ» خطاب کرده بود.

در آن روزگار عکس این عارف بزرگوار در اکثر کتابفروشی‌های هند بود و اکثر مردم از هندو و مسلمان عکس او را در خانه خود داشتند.

مسافرت حافظیان به هندوستان

علامه عطاردی در کتاب فرهنگ خراسان – بخش طوس نوشته اند: «او پس از تحصیلات و فراگیری علوم متعارف و کسب فیوضات معنوی از محضر اساتید از جمله مرحوم نخودکی و سید موسی زرآبادی و شهر‌های دیگر ایران عازم هندوستان شد و در آن کشور پهناور مقیم گردید او در هندوستان به محافل و و مجالس اهل علم و ادب و عرفان نزدیک شد و در اکثر شهرها و ولایات هندوستان به تحقیق و تفحص پرداخت و با طبقات گوناگون آشنا شد حافظیان پس از مدتی اقامت در هند یکی از شخصیت‌های بزرگ مسلمان در آن کشور درآمد و در همه شهرها و ولایات مشهور گردید او سال‌ها در شهرهای شمالی هندوستان و کوهستانهای کشمیر به ریاضت و کسب معرفت پرداخت و به تکمیل نفس مشغول شد». [1]

حافظیان در سیر و سلوک و سفر در هندوستان

آوازه او در همه جا بود و مردم از نفس گرم او بهره می‌بردند و شفا می‌یافتند. رجال مسلمان، دانشگاهیان و بازرگانان معتبر ایرانی و هندی و مهاراجه‌هائی که در ایالت‌های مختلف هند حکم می‌راندند از مریدان و دوستان او بودند. راه درست و کلام گیرا و روش اسلامی او هندوهای بسیاری را تحت تاثیر اسلام قرار داد و مسلمان نمود.

او در اطراف و اکناف هندوستان شهرها و ولایات گوناگون را سیاحت نمود و از گوشه و کنار هند دیدن کرد به شهرهای «هردوار» و «ریشی کیش» و «لچمن جولا» در کنار رود گنگ با مرتاضان بزرگ هند ملاقات کرد و گفتگو با آنان را آغاز نمود. گنگ رود مقدس هندوها می‌باشد او در «هردوار» مانند هندوها در آب رودخانه گنگ خود را شستشو داد و در بت خانه در حالی که پشت به طرف بت‌ها و رو به قبله بود به نماز خواندن پرداخت و بعد از نماز با صدای بلند و لحن مخصوص قاریان قرآن تلاوت کرد مرتاضان زیادی قرائت او را با صوت روح پروری که داشت شنیدند آنان معانی آیات را درک نمی‌کردند ولی بسیار تحت تاثیر آیات آسمانی با صوت خوش او قرار گرفتند.

حافظیان در ناحیه دکن هجده غار تاریخی را که در چهار هزار سال قبل بنا کرده اند دیدن کرد این غارها متعلق به هندوها می‌باشد و هر کدام برای خود تاریخ و خصوصیاتی دارند که شرح آنها شنیدنی است. این استاد بزرگ با روح عرفانی و جستجوگر خود در هند، از کتابخانه‌ها، خانقاه‌ها و مقامات متبرکه مذاهب مختلف دیدن نمود و در جستجوی مرتاضان بر آمد. استاد حافظیان در سراسر هندوستان عالمان صاحب کمال را پیدا کرد. در بیایان‌ها،کوه‌ها و جنگل‌های کشمیر و سرزمینن پهناور هند گردش کرد. در کشمیر شروع به تصنیف لوح محفوظ که از عجایب علمی و شگفت انگیز می‌باشد کرد. با مرتاضان مناطق گوناگون هم سخن شد و از علوم و معارف آنها اطلاع حاصل نمود و از تخصص و مهارت آنها در علوم باطنی بهره مند شد او آنها را با بیان شیوای خود محظوظ می‌کرد و اسلام را در آن سرزمین ترویج می‌داد و هندوهای بسیاری به اسلام گرویدند که شرح مفصل و فرصتی طولانی می‌طلبد که کرامات و کمالات این سید بزرگوار را در سال‌های اقامت در شبه قاره هند به رشته تحریر بیاوریم.

ازدواج و خانواده

استاد حافظیان در میان خانواده خود بسیار مهربان و پدر و همسری پر عطوفت و واقعا با رفتار و منشی اسلامی بود امور زندگی داخلی او، اداره و تربیت فرزندان به دست بانوی ارجمند و با تدبیرش بود و با اینکه آقا به‌واسطه ناراحتی تنفسی که داشتند و به تجویز پزشکان در زمستان و هوای سرد به سفر هند و پاکستان می‌رفتند همسرشان با درایت فرزندانش را در مسافرت‌های زمستانی پدر اداره می‌کرد و در کمالات آنان می‌کوشید و آنان را به ثمر می‌رساند آقا گاه در جمع خانواده به خواهش فرزندان خاطراتی را می‌فرمود و صحبت‌هائی را می‌کرد که یقینا در کتاب زندگی پر بار او خواهد آمد.

حافظیان بعد از سال‌های زیاد اقامت در هندوستان به توصیه دوستان و مریدان خود که ازدواج را به ایشان اصرار می‌ورزیدند با دختر خانم سیده ای پیوند زناشویی بستند. این عارف وارسته به علت مشغولیات علمی عرفانی و تحقیقات از این امر غافل بودند. ولی دوست نزدیک ایشان زاهد روحانی آقا سید حسین قزوینی طاب ثراه که سال‌ها در راه علم و عمل کوشیده بود و در هند و نجف اشرف در آمد و رفت بود برای آقا سیده ای نجیب و تحصیلکرده فرزند «پروفسور میرزا علی نقی شریفی» که از اساتید دانشگاه بمبئی بود را در نظر گرفتند و توصیه فرمودند که ازدواج با این دختر با شئونات آقا بسیار برازنده است این دختر از نسل پیامبر اکرم (ص) و از نوادگان میر سید علی همدانی که عارفی بزرگ در کشمیر بوده است و در آنجا مقبره اش زیارتگاه مردم و مریدانش است می‌باشد. آقا به این امر اراده فرمودند و در سال 1945 میلادی در بمبئی هندوستان در جمعی از عرفا، دانشگاهیان و بازرگانان و مریدان که اکثرا ایرانی بودند در فضائی کاملا روحانی و عرفانی با این دوشیزه به نام سیده فاطمه سلطان شریفی پیوند زناشوئی بستند و بعد از آن برای تکمیل «لوح محفوظ» از بمبئی به کشمیر رفتند و «لوح محفوظ» را که مدت‌ها در کشمیر مصروف و مشغول به این گنجینه که از آثار شگفت انگیز علمی است بودند به پایان رساندند به بمبئی برگشتند و با همسر خود بعد از سالیانی عازم ایران و مشهد مقدس شدند و به شهر زادگاه خود بازگشتند و در این شهر مقیم شدند.

حافظیان در پاکستان

حافظیان پس از آزادی هندوستان و تاسیس کشور پاکستان به کراچی منتقل شد و در این شهر مقیم گردید عارف بزرگوار حافظیان با اینکه ایرانی بود و شناسنامه ایرانی داشت ولی مسلمانان او را هندی و در اواخر پاکستانی تلقی می‌کردند او در تاسیس پاکستان و همکاری با رجال مسلمان و شیعیان هند همکاری و تشریک مساعی می‌کرد سید ابوالحسن حافظیان با اینکه اهل عرفان و معنویت بود و مردم او را به این عنوان می‌شناختند در کراچی به شغل تجارت هم مشغول بود و زندگی خود را از راه کسب و کار و تجارت تامین می‌کرد و از وجوهات رعیه و تبرعات هرگز استفاده نمی‌کرد و ده‌ها هزار مسلمان از شیعه و سنی او را می‌شناختند و از نفس گرم او سود می‌بردند. ” [2]

آشنائی با حافظیان

محقق اندیشمند، استاد عطاردی در کتاب فرهنگ خراسان می‌نویسد: «در سفر اول به شبه قاره هند و پاکستان با وی آشنا شدم و در منزل او در کراچی برای اولین بار او را ملاقات نمودم و از وی برای تحقیق و تتبع و مطالعات اسلامی کمک خواستم و از وی درخواست نمودم تا مرا با رجال علم و ادب و مدیران کتابخانه‌ها که اغلب از آشنایان و علاقمندان او بودند آشنا کند و معرفی نماید. در ملاقات نخستین پیام مرحوم شیخ عبدالحسین امینی مؤلف بزرگ کتاب الغدیر را به وی رسانیدم و گفتم حضرت آقای امینی (علامه امینی) به من فرمودند: در کراچی نزد آقای حافظیان بروید که او کلید هند و پاکستان است» [3]

بنای مسجد در کشمیر

حافظیان در شهر سرینگر کشمیر برای شیعیان محله «گرو بازار» مسجدی ساخته است و این مسجد برای شیعیان آن محل بسیار مورد استفاده می‌باشد. در دامنه کوه «ترال» کشمیر کوه‌ها و آبادی‌های زیادی می‌باشد و گروهی در آنجا‌ زندگی می‌کنند آنها سمت قبله را به‌درستی تشخیص نمی‌دادند. در آنجا برج مربعی ساختند و سنگی در آنجا نصب کردند و قبله را روی آن سنگ مشخص نمودند. در آن محل نوشته شده در اینجا دو رکعت نماز بگذارید و حاجت خود را از خداوند بخواهید، اکنون آن محل در میان شیعیان و اهل سنت به نام «آستانه» معروف است. همه ساله در نیمه شعبان مردم در آنجا اجتماع می‌نمایند و حاجات خود را از خداوند طلب می‌کنند. یکی از کارهای سید ابوالحسن حافظیان تألیف و تصنیف «لوح محفوظ» است که آن را در کشمیر فراهم نموده که یکی از کارهای علمی شگفت انگیز می‌باشد و یکی از کارهای او ساخت ضریحی برای روی قبر مبارک حضرت رضا (ع) است که اکنون روی قبر مطهر قرار دارد (تاریخ نگارنده 1379شمسی). او در شهر‌ها و ولایات و کشور‌ها دوستان فراوانی دارد که از او طلب دعا می‌کنند و او هم در حد توان خود در این مورد انجام وظیفه می‌کند. [4]

مقام ابوالحسن مشهدی

حافظیان را در هندوستان ابوالحسن مشهدی می‌گفتند او قبل از اینکه به پاکستان مهاجرت کند به نام ابوالحسن مشهدی معروف بود. او در میان یکی از جنگلهای کشمیر در دامنه کوههای سر به فلک کشیده و مستور از درختان انبوه جنگلی دور از هیاهوی این دنیا برای خود محلی انتخاب کرده بود و در آنجا به ریاضات مشغول بود. او در میان جنگل سکوئی برای خود ساخته بود. شب‌ها بوسیله نردبانی بالای آن می‌رفت نردبان را بالا می‌برد و در آنجا استراحت می‌کرد. در تاریکی شب در آن جنگل پهناور کشمیر با خدا راز و نیاز می‌کرد. حیوانات جنگل پیرامون آن سکو جمع می‌شدند و سر و صدا‌هائی داشتند. هوا که روشن‌تر می‌شد جانوران پراکنده می‌شدند و می‌رفتند و او هم پائین می‌آمد و به اعمال و ریاضات الهی مشغول می‌شد. ایشان لوح محفوظ را که اثری بدیع و علمی می‌باشد در کشمیر تالیف کرده. علامه محمد رضا حکیمی در مورد لوح محفوظ نوشته اند: «لوح محفوظ یکی از عجایب بدیع علمی است که در همان سرزمین کشمیر تصنیف کرده است» [5] اکنون آن محل در کشمیر به نام «مقام ابوالحسن مشهدی» معروف می‌باشد. مسلمانان و شیعیان کشمیر به این محل می‌آیند و یاد سید ابوالحسن مشهدی را گرامی می‌دارند. آن محل در کشمیر مورد احترام می‌باشد.

لوح محفوظ

عنوان فوق نام کتابی است که توسط حضرت آقای حافظیان تصنیف گردیده است. این کتاب بسیار فنی و پیچیده می‌باشد و برای خواص که به آن فنون آشنائی دارند قابل استفاده است، این کتاب همه‌اش اعداد می‌باشد و با روش خاصی و محاسباتی که انجام گرفته تألیف و منتشر شده است.

مرحوم حافظیان در کتاب «لوح محفوظ» از آیات قرآن مجید و اسماءالحسنی استفاده کرده و آنها را با یکدیگر ترکیب و محاسبه می‌کند و از جمع اعداد طبق نظریاتی که دارد نتیجه می‌گیرد، این کتاب در ایران، پاکستان و هندوستان در نزد خواص موجود است و گروهی از آن استفاده می‌نمایند. [6]

پانوشت:

[1] فرهنگ خراسان، بخش طوس، جلد 3، صفحه 60

[2] فرهنگ خراسان، بخش طوس، جلد 3، صفحه60 -61

[3] فرهنگ خراسان، بخش طوس، جلد 3، صفحه 62

[4] فرهنگ خراسان، بخش طوس، جلد 3، صفحه 70

[5] مکتب تفکیک، ص 273

[6] فرهنگ خراسان، بخش طوس، جلد 3، صفحه 72

لینک دانلود مقاله: مقاله سهم علامه سیّد ابوالحسن حافظیان در گسترش علم و عرفان شبه قاره هند

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 + = 8