شیخ عبدالقائم شوشتری: یکی از مریدان آقا تاجری بود اهل قزوین، که ماهی یک مرتبه در ایامی که مرحوم آقا، ایران تشریف داشتند به دیدن ایشان می آمد. یک روز سوال کردم شما از ایشان چه دیده ای که اینچنین به استاد علاقه مند هستید؟

گفتند: من متوسل به امام رضا (علیه السلام) شدم که یک نفر استاد را به من معرفی کنند، تا اینکه شبی در مشهد خواب دیدم در حرم امام رضا (علیه السلام) هستم و همه ی افرادی که در حرم بودند مرده اند و به صورت جنازه در حرم هستند فقط امام رضا (علیه السلام) و یک سید لاغر اندام و بلند قد که پشت سر ایشان بود و من که به اینها نگاه می کردم زنده بودند. حضرت بالای سر بعضی از جنازه ها می آمدند و به آن سید می گفتند: «او را زنده کن» او هم با نوک انگشت پا به مرده می زد و زنده می شد. گفتم برخیزم و ببینم این سید کیست با این مقام که حضرت رضا (علیه السلام) به او امر می کند و مرده را زنده می نماید. در همان عالم خواب از یکی از خدام سوال کردم این سید کیست؟ گفتند: آقای حافظیان.

از خواب بلند شدم و دنبال ایشان گشتم از چند نفر سوال کردم بالاخره یکی از طلبه ها آدرس او را دادند. رفتم خدمت ایشان دیدم همان است که در خواب ملاحظه کردم. جریان را محضرش عرض کردم و گفتم وظیفه ما آمدن بود دیگر خود می دانید. ایشان نیز الحمدلله پذیرفتند.

منبع: کتاب مظهر وصف خدا، صص ۱۰۷ و ۱۰۸

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 9 = 17