شیخ عبدالقائم شوشتری حفظه الله:

علامه حافظیان (ره) می‌فرمودند: سحرگاهان در کنار شهر لاهور درباره حدیث شریف قدسی فکر می کردم که خداوند می فرماید: «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی، انا اقول لشی کن فیکون و انت تقول لشی کن فیکون (بحار الانوار، ج 16، ص 165)، انا الحی الذی لا یموت و انت الحی الذی لا تموت».

این فقره آخر در همه نسخ نیست ولی من از قول ایشان که به من املاء می‌فرمود نوشتم، غرض اینکه فرمودند: قصیده ذیل را در شرح این حدیث شریف که در خصوص آن فکر می‌کردم همان لحظه سرودم:

من كه از دار بقایم هُوَ هُو یا مَن هُو

نه كه از دار فنایم هُوَ هُو یا مَن هُو

منگر بی سر و پایم هُوَ هُو یا مَن هُو

بنگر مدح و ثنایم هُوَ هُو یا مَن هُو

بشنو آواز و صدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

مظهر وصف خدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

من كه از عالم فردوس بُدَم اینجا چیست؟

من كه از دائره انس بُدَم اینجا كیست؟

بچنان چیز كه مانوس بُدَم اینجا نیست؟

گرچه او ظاهر و باطن ازلی و ابدی است

بشنو آواز و صدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

مظهر وصف خدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

هر طرف می‌نگرم نور رخش تابیده است

لیک بیدار من و خلق جهان خوابیده است

آتش و شعله وی بر همه جا باریده است

بی خبر ز آتش و آتش همه سوزانیده است

بشنو آواز و صدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

مظهر وصف خدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

شیشه صبر به یك لحظه شكستم هُو هُو

از همه محنت و غم رستم و جستم هُو هُو

باده از جلوه او خوردم و مستم هُو هُو

من خبر دار از آن عهد اَلَستم هُو هُو

بشنو آواز و صدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

مظهر وصف خدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

تو چه دانی كه كیم من ز كدامین دِیرم

چون گدا بینی و گویی ز پیاپی خیرم

من ملک هستم و در عالم حَقی طِیرم

چندی از اوج و بلندی شده پَستی سِیرم

بشنو آواز و صدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

مظهر وصف خدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

بلبلی، عشق ندارم كه كنم آوازه

تا كه اندازه عشقم بشود اندازه

كار من نیست بجز آه دل و خمیازه

کی شود باز خدایا در این دروازه

بشنو آواز و صدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

مظهر وصف خدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

محرمی‌ كو كه ‌دهم از‌ دل خود‌ آگاهی

پرده بردارد و بیند در اِلا اللّهی

بكنم‌ سلطنت از ‌چرخ برین تا ماهی

هر چه گویم بشود و آنچه كه بینی خواهی

بشنو آواز و صدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

مظهر وصف خدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

محرمی كو كه به او راز دل ابراز كنم

دری از شهر حقیقت برویش باز كنم

حَرَم حضرت حق بُرده و سرباز كنم

خود به اوج ملكی رفته و پرواز كنم

بشنو آواز و صدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

مظهر وصف خدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

نام سیمرغ كه گفتی و ندیدی بینی

اسم اعظم كه بخواندی و ندیدی بینی

آن مجرد كه شمردی و ندیدی بینی

جمله چیزی كه شنیدی و ندیدی بینی

بشنو آواز و صدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

مظهر وصف خدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

من غنی هستم و بر هر دو جهان‌ کارم نیست

من كه یوسف نپرستم سر بازارم نیست

من، یكی دایره ام مركز پرگارم نیست

من یكی بوالحسنم درگه و دربارم نیست

بشنو آواز و صدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

مظهر وصف خدایم هُوَ هُو یا مَن هُو

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


5 + = 13