خطبه ی متّقین و علّامه حافظیان (ره)

دكتر حكیمه دبیران

استاد دانشگاه خوارزمی و عضو انجمن عرفان اسلامی

چکیده: عارفان بزرگی از ایران، با سفر به شبه قارّه هند، به پیشبرد امور مردم آن خطّه در آشنایی با دین مقدّس اسلام و گسترش آن كمك كرده‏اند. علّامه سید ابوالحسن حافظیان (ره) خالصانه به كشمیریان در زمینه‏های گوناگون و رفع مشكلات آنان گامهای مؤثّری برداشته و در دعوت ایشان به پذیرش اسلام اهتمام ورزیده است.

از جمله كارهای ارزنده این عالم بزرگوار می‏توان به ساختن مسجد در سرینگر كشمیر، ایجاد یك سكّو در فضای ورودی صوفی پوره، برای نشان دادن جهت قبله به مردم آن سرزمین، ترغیب جوانان به تحصیل علم و آوردن هدایایی چون دفتر، قلم و مداد به منظور تشویق آنها اشاره كرد. اینجانب در سفر به كشمیر در سال 1388، به موقعیت والای مردمی علّامه سید ابوالحسن حافظیان (ره) بیشتر پی بردم. به نظر می‏رسد این امر بخاطر جامعیت ایشان یعنی داشتن رفتاری حسنه و تعهّد، بویژه تقوای وی بوده باشد. در این مقاله برانم كه برخی از صفات وی را كه در خطبه متّقین نهج البلاغه امام علی (ع) هم مشاهده می‏كنیم نشان دهیم. به شهادت آثاری كه موجود است علّامه حافظیان (ره) یك فرد متّقی و خداترس بود، به درستی و راستی سخن می‏گفت، مشی او در زندگی میانه روی بود و با مردم به خوبی و فروتنی رفتار می‏كرد مانند آنچه علی (ع) در خطبه همّام در وصف منّقین فرموده است.

این امر گواه توجّه عمیق و تفكّر دقیق علّامه سید ابوالحسن حافظیان (ره) به نهج البلاغه است و  نشان می‏دهد كه ایشان در وفق دادن اخلاق و رفتارخود با آنچه امام در وصف متّقین فرموده، همواره كوشیده است.

اینجانب با مشاهده لوح محفوظ و تأمّلی در آن، به این نتیجه رسیدم كه درباره شخصیت والای ایشان بویژه دانش او باید بیشتر مطالعه و تحقیق كرد. این عالم وارسته در حیات خود شرحی بر لوح محفوظ نوشته و هدف از اقدام به چنین كار شگرفی را تبیین كرده است. جنّه الاسماء یكی دیگر از آثار ارزشمند ایشان، نگارشی از اثری به همین نام منسوب به امام علی (ع) است.

كليد واژه: علّامه سيّد ابوالحسن حافظيان (ره)،  متّقين، تطبيق با نهج البلاغه

مقدمه

مشاهده آثار وجودی شادروان علّامه سید ابوالحسن حافظیان (ره) و مطالعه احوال و اقوال و اشعار ایشان، نشان می‏دهد كه رسیدن به مقامات عالیه، به میزان همّت افراد و شایستگی آنان بستگی دارد. مؤید این نكته آیه شریفه قرآن است، كه: «لَیسَ لِلإنسانِ إلّا ما سَعی». این عالم عارف از تمام لحظات زندگی برای آموختن، عبادت و خدمت به بهترین نحو استفاده كرد.

“باید اشاره كنم كه آقای حافظیان درمعارف اعتقادی و حقایق مبدأی ومعادی و دریافت‏های شریف روحانی، به مراتب بسیار بالایی رسیده بود كه حاصل جوهر روحی قوی و استعداد ممتاز ایشان بود…”. (حكیمی، 1384، ص275).

پرورش مرحوم حافظیان (ره) در خانواده‎ای با ایمان، مأنوس با قرآن و آشنا به عرفان، پایه و مایه‏ای شد تا همواره در زندگی فردی و اجتماعی با همّتی وصف ناپذیر راه كمال انسانی را بپیماید و با ایثار و اخلاص تمام، موجبات رضوان پروردگار را فراهم آورد. ارادت خالصانه وی به حضرت علی بن موسی الرّضا (ع) و اهتمام در ساخت ضریح مطهّر [*]؛ فراگیری علوم ریاضی، طب، نجوم، هیأت، صرف و نحو، اخلاق و فقه، نزد اساتید بزرگ؛ تلمّذ علوم غریبه در محضر استادان بزرگواری چون آقا شیخ حسنعـلی اصفهانی (نخودكی) و سید موسی زرآبادی و حاج سید مظهر حسین هندی؛ همصحبتی با مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی (ره)؛ مهاجرت به كشمیر و خدمت به مردم با صفای آن خطّه و كوشش برای گسترش اسلام در شبه قاره، از جمله اموری هستند كه در ارتقاء مقام علّامه حافظیان (ره) بسیار مؤثر بوده‎است.

كتاب شرح و تفسیر لوح محفوظ:

اثر ماندگار آن بزرگوار “لوح محفوظ” است كه مجموعه‏ای از اسامی و القاب محمّد مصطفی (ص) را با احتساب برابر ابجدی آنها چنان تنظیم نموده‏است كه به طرز اسرارآمیزی با آیاتی در شأن حضرت رسالت (ص) و همچنین با بیتی از ابیات سعدی (علیه الرّحمه) در نعت پیامبر اكرم (ص) از نظر مجموع اعداد برابری می‏كند. مرحوم حافظیان در كتاب شرح و تفسیر لوح محفوظ، پس از تبیین مندرجات لوح با اعداد و ذكر تمامی اسامی و القاب، یكی از قصاید خود را كه حاوی حقایق آیات و اشاره‏ای به اسرار حروف و اعداد است، آورده و درضمن دعوت به وادی عشق، شرط ورود به حریم نبوّت (ص) را اعتقاد و ایمان به ولایت علی(علیه‏السّلام) دانسته است:

در آ ز چـاه طبیــعـت، بیـا بـه وادی عشـــق نگر بـه راه حـقیقـت هـزار قـافله هاست
اگر كسی‏است در این خانه، حرف یك كافیست كه سرّ مطلب و راز درون نسخه ماست
ز “بـاب عـلم” بشــو “شـهر عـلم” را داخـل كـه شـاهـراه همـه رهـروان راه خـداست

(حافظیان، 1381، ص125)

این هشدار لطیف، آنهم در مجموعه شگفت آوری كه به نام محمّد (ص) است، نشان از تحقّق حدیث رسول اكرم (ص) در قلب او دارد، كه حضرت (ص) فرمود: «أنَا مَدینَة العلم وَ عَلی بابُها». به نمونه‏ای دیگر از تبلور اندیشه ولایی در اشعار این عالم عارف كه شفاعت محمّد (ص) و علی (ع) را امان نامه روز رستاخیز می‏داند، اشاره می‏شود:

گر قبول افتدم به عزّ و شرف بــر ســرم تــاج اصــطفا بـاشـد
به امیــدی كه روز رســتاخــیز به كفم وصف مصطفی (ص) باشد
به كفم وصف مصطفی (ص) گر بود نامه ام دســت مرتضی (ع) باشد
نامه ام دست مرتضی (ع) كه بود خوف و ترسی مرا چرا باشـد
شفعایم محمّد (ص) است و علی (ع) قــابل الــتّوبـه ام خـــدا باشــد
سیــآتم بـدل شــــود حســـنات نصّ این در كتــاب مـــا باشــد

(حافظیان، 1381، ص128)

ایشان را در زمره آن بندگان متّقی قرار داد كه وصف آنان از زبان و بیان مبارك مولی الموحّدین علی علیه السّلام، ما را به شناخت هر چه بیشتر تقوی پیشگان رهنمون می‏شود. حضرت در آغاز خطبه از شایستگی آنان برای احراز فضائل سخن می‏گوید، سپس یكایك فضیلت‏ها را بیان می‏فرماید: «فَالْمُتَّقُونَ فیها هُمْ اَهْلُ الْفَضائِلِ» (پرهیزکاران در این دنیا اهل فضائلند). علامه حافظیان زاهد و عالمی وارسته و عارفی آراسته به فضیلت‏های انسانی چون ایمان به خدای یكتا، تخلّق به اخلاق الهی و خدمت به خلق خدا و عدم دلبستگی به تعـلّقات دنیایی بود. مشاهده شور و شوق مردم باوفای صوفی پوره، ذكر خیر این بزرگوار و توصیف حُسن خلق و سپاسگزاری از خدماتش در آن خطّه، ما را به تحقیق بیشتر در مورد ایشان مصمّم ساخت. به شهادت آثار مختصری هم كه در دست است، جلوه‏های ایمان واقعی و تقوای خالصانه در همه مراحل زندگی او دیده می‏شود.

توجّه به عالم باقی و قطع وابستگی از دنیای فانی:

زندگی مرفّه و تجارت پر رونق هرگز سید ابوالحسن حافظیان را به خود مشغول نكرد، بلكه یقین قلبی او و ایمانش وی را بر آن داشت تا به قول و عمل، عدم دلبستگی خود به دنیا را نشان دهد. اشعار ایمانی و عرفانی كه از دل ایشان برخاسته و به دلهای مشتاقان خوش نشسته ‏است، گویای اعتقاد او به فانی بودن دنیا و ملكوتی بودن انسان است:

من كه از دار بقـایم هُو هُو یا مَن هُو نه كه از دار فـنایم هُو هُو یا مَن هُو
منگر بی سر و پایم هُو هُو یا مَن هُو بنگـر مدح و ثـنایم هُو هُو یا مَن هُو
بشنو آواز و صدایم هُو هُو یا مَن هُو مظهر وصف خدایم هُو هُو یا مَن هُو

(موسوی مطلق، 1388، ص140)

چشمداشت به جهان باقی و امید وصل به بارگاه معبود ازلی از صفات پرهیزكاران است كه مولای متّقیان در خطبه همّام چنین فرموده است: «قُرَّةُ عَیْنِهِ فیما لایَزُولُ، وَ زَهادَتُهُ فیما لایَبْقى». (روشنى چشمش در آن چیزى است که جاوید است، و بى رغبتى اش در آن است که فانى شدنى است.)

صبر و ادب، فضیلتی خداداد:

حافظیان كه پس از سالها تحمّل بیماری عمری دوباره به دست آورده بود، با اجازه مادر و پدر راهی هندوستان می‏شود و اجر صبر بر بیماری و اظهار ادب نسبت به مادر و پدر را در همان خطه از رسول اكرم (ص) می‏گیرد، یعنی موفّق به طرّاحی، تنظیم و نگارش لوح محفوظ می‏گردد:

بعـــد بیــماری طـویل و دراز عمـر دوم گـرفــتم از حق باز
ســه طبیـب معـالجـــم یكســر حكـم كـردند بــر لـزوم سـفـر
شوق هندوستان بزد به سرم بـا اجـازه ز مــادر و پــدرم

(ص 4 از ترجیع بند 13 صفحه‏ای دستنویس)

فروتنی علّامه سید ابوالحسن حافظیان در محضر استاد:

سفرنامه منظوم ایشان حاوی حقایقی از ایمان، اخلاق و معرفت انسانی است كه تأمّل و تدبّر در آنها، از لطف و عنایت خدا به بندگان باهمّت، مؤمن و مخلصش حكایت می‏كند. در این منظومه بعد از حمد خدا و نعت رسول اكرم (ص)، یادی از بزرگان را بر خود فرض می‏شمارد و زبان به دعای خیر آنان می‏گشاید. چون بركت این امر را خود دریافته، دوست دارد دیگران هم به این شیوه عمل كنند و فیضی ببرند:

ای جـوان خدمت بزرگـان كن نفس امّاره را به فرمان كن
بهر خدمت همیشه حاضر باش گر قبولت كنند شاكر باش

(ص 1 از ترجیع بند 13 صفحه‏ای دستنویس)

توصیف و تمجید علّامه حافظیان از یكی از استادان خود، به عنوان واجد سرّ حكمت و استاد معارف قرآن كه از علوم عرفانی و رسوم و فنون یونانی هم فراتر رفته و سر به درگاه علم امام جعفر صادق (ع) داشته است، قدرشناسی او را نشان می‏دهد. وی با ادب و اخلاصی تمام، از اینكه افتخار شاگردی حضرت شیخ اصفهانی را داشته و مدّت پنج سال از جان و دل در خدمت آن بزرگوار بوده، به خود می بالد و پیش از حركت به سوی استاد دیگر به خود هشدار می‏دهد كه باید قدر چنین نعمتی رابداند. نوع نگاه او به ویژگی‏های آن بزرگواران، گویای آنست كه وجهه همّتش چیست و چگونه در تلاش تخلّق به خلق عظیم و رسیدن به كوه قاف یقین بوده است. پس از وصف استادش به تبحّر در علم و آگاهی از اسرار و رموز و آراسته بودن به خلق نبوی (ص)، ادب حضور در محضر استاد را كه صاحب نفس مطمئنّه و رادمردی علیم و حكیم است، چنین بیان می‏كند كه به قصد زیارت آن بزرگوار، شاگردی او را هم با صمیم قلب پذیرفته‏است:

یك تن از اولیا بیا و ببین اوستادی بزرگ و پیر مُبین
اوّلین، نیت زیـــارت كـن پس به شاگردیش اقامت كن

(ص 2 از ترجیع بند 13 صفحه‏ای دستنویس)

از نوری كه در وجنات استاد خود علّامه سید موسی زرآبادی می‏بیند، به وجد می‏آید و از اینكه فرشته‏ای را به صورت انسان می‏نگرد، حیران می‏شود. گاه از سجود و ركوع و قیام او می‏گوید و گاه از همدردی او با عوام. می‏گوید او كه از خدای علیم تعلیم گرفته، اگرچه مفتخر به حكم شریعت نبوی (ص) است، خرقه موسوی و مسند عیسوی را هم محترم می‏دارد. آنچه را از محضر استاد فرامی‏گیرد به مائده آسمانی مانند می‏كند و می‏گوید هم بر سفره گسترده دانش او نشستم و منّ و سلوی خوردم و هم از خوان كرمش ظرفی پُر بهمراه بردم. هرچه از اوصاف او می‏گوید، به این حقیقت بیشتر معترف می‏گردد كه قادر به بیان حقیقت وجودی آن بزرگوار نیست و كوشش در كسب فیضی از فضائل او و گرفتن درسی از رسائل وی را مغتنم می‏شمارد و ذكر توحید را با بیت ترجیع این منظومه بلند پیوند می‏دهد:

گویم ازجان و دل بلیل و نهار وَقِنا رَبَنـــا عَذابَ النّار
اوســتادم به من گفت بگو وَحــدَهُ لا إلـهَ إلا هـــو
رَحْمَه الله عَلَیه، طابَ ثَراه جَعَلَ الجَنّـــه لَهُ مَثواه

(ص 13 از ترجیع بند 13 صفحه‏ای دستنویس)

و ما با تكرار همین دعایی كه علّامه حافظیان در حقّ استاد خود، علّامه سید موسی زرآبادی روا داشته، برای او رحمتی وسیع و جایگاهی رفیع، از خدای بزرگ مسألت می‏نماییم.

گفتار و رفتار خالصانه و خداپسندانه:

مرحوم سید ابوالحسن حافظیان هرچه گفته و هرچه نگاشته، از سر صدق و راستی و در جهت رضای خالق و منفعت و شادمانی خلق بوده‏است و به یاری خداوند، بی ریا و بدون توقّع اجر و مزد یا چشمداشتی به سپاسگزاری، هر گامی برداشته، گرهی از مشكلات مردم را گشوده است. استاد دكتر سید علی موسوی گرمارودی كه به همّت پدر، بارها محضر حضرت حافظیان را درك كرده بود، می نویسد:

“بالایی كشیده داشت و پیراهنی به همان بلندی و همیشه سفید و درخشان بر تن وی بود، روی آن ردایی اغلب بی عبا می‏پوشید كه بر بلندای قدش می‏افزود. اگر سخنی شگفت آور می‏شنید، باچهره‏ای خندان ابروها را بالا می‏برد و دو سه بار تند و پیاپی “لا إله إلّا الله” می‏گفت! هرگز به قهقهه نمی‏خندید “.(حافظیان، 1390، ص147)

ویژگی‏هایی را از وی ذكر می‏كند كه نشان از تقوای او دارد و هر نكته‏ای از آن شایان تأیید گرفتن از خطبه همّام از نهج البلاغه است. در این خطبه مولای متّقیان فرموده است: «مَنْطِقُهُمُ الصَّوابُ»، (گفتارشان صواب)؛ «وَ مَلْبَسُهُمُ الاِقْتِصادُ»، (پوشاکشان اقتصادى)؛ «وَ مَشْیُهُمُ التَّواضُعُ»، (و رفتارشان فروتنی و افتادگى است)؛ «وَ اِنْ ضَحِکَ لَمْ یَعْلُ صَوْتُهُ»، (و شخص متّقی اگر بخندد، قهقهه نزند).

علامه حافظیان در هنگام گزارش اقامت خود در جنگل صوفی پوره، در دامنه كوه ترال كشمیر، كه در شصت میلی سرینگر واقع شده، از فقر مردم مهربان آن خطّه و بی اطّلاعی آنان از راه و رسم دنیا و شهر سخن می‏گوید و شیفتگی خود را نسبت به زندگی و هماهنگی با آنان علیرغم تمكّن مالی، اینگونه توصیف می‏كند: “اگر افراد متمدّن امروز، حقیر را به آن حالت در آن نواحی می‏دیدند، یقیناً دیوانه می‏خواندند و منِ دیوانه در آن دشتِ دیوانه خانه، بسیار خوش بودم.” و این شوق و شیفتگی است كه آزاد از قیود و رسوم و بی ریا، مایه آفرینش آثار سترگ می‏شود:

پیـر عـقلم بگفـت در یك روز جــامــه همّـتی بیــار و بدوز
تو درین ره بشــو چو دیوانه بـه كسـی اعـتنا و پـروا، نه
كه خدا خواستست این حركت از تو حركت و از خدا بركت

لطیفه‏ای عجیب در این حال و مقام عارفان تقوی پیشه و عاشقان واصل وجود دارد كه امام علی (ع) می‏فرماید هر كسی را لیاقت شناخت این حالت در متّقین نیست تا چه رسد به درك این فضیلت و متّصف شدن به این صفت:

«یَنْظُرُ اِلَیْهِمُ النّاظِرُ فَیَحْسَبُهُمْ مَرْضى، وَ ما بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَض، وَ یَقُولُ: لَقَدْ خُولِطوا، وَ لَقَدْ خالَطَهُمْ اَمْرٌ عَظیمٌ». (مردم آنان را مى بینند به تصوّر اینکه بیمارند، ولى بیمار نیستند، و مى‏گویند دیوانه‏اند، در حالى که امرى عظیم آنان را بدین حـال درآورده‏است).این امر عظیم همان عشق به معبود همیشگی است. این شوق و شیفتگی كه هم ذاتی حافظیان است و هم در مكتب پیر عقل آموخته، شدّت ایمان و محض توكّل وی به محبوب ازلی را نشان می‏دهد. همین توكّل خالصانه و ایمان به عظمت خدای مهربان، او را بر آن داشته كه جامه همّتی دوخته و عاشقانه و دیوانه وار، بی اعتنا به دنیا و بی پروا، در طلب رضای دوست، قدم در راهی پر خطر و خوش عاقبت بگذارد. همچنانكه علی(ع) می‏فرماید: «عَظُمَ الْخالِقُ فى اَنْفُسِهِمْ، فَصَغُرَ ما دُونَهُ فى اَعْیُنِهِمْ». (خداوند در باطنشان بزرگ، و غیر او در دیدگانشان کوچک است).

عزم جزم برای تحقّق اهداف و تحمّل نشیب و فراز

«نُزِّلَتْ اَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِى الْبَلاءِ کَالَّتى نُزِّلَتْ فِى الرَّخاءِ»،(آنان را در بلا و سختى و آسایش و راحت حالتى یکسان است). علّامه حافظیان برای تحقّق خواسته خود در نگارش لوح محفوظ، با خصوصیاتی كه برشمرده ‏است، هرگونه سختی را به جان خرید تا به یاری خدا به مقصود عالی رسید. ” تقریباً پنج ماه شب و روز در آن بیابان نه به فكر خواب و نه به یاد خوراك بودم، بلكه همه همّ و غمّم همین بود كه این فكر عملی شود. (حافظیان، 1375، ص72)

جامعیت پرهیزكاران در علم و ایمان

«فَمِنْ عَلامَةِ اَحَدِهِمْ اَنَّکَ تَرى لَهُ قُوَّةً فى دین، وَ حَزْماً فى لین، وَ ایماناً فى یَقین، وَ حِرْصاً فى عِلْم، وَ عِلْماً فى حِلْم، وَ قَصْداً فىغِنًى، وَ خُشُوعاً فى عِبادَة، وَ تَجَمُّلاً فى فاقَة، وَ صَبْراً فى شِدَّة». (از نشانه هاى دیگرشان آن است که می‏بینی هر کدام را داراى نیرومندى در دین، دوراندیشى با نرمى، ایمان همراه با یقین، حرص در دانش، علم با بردبارى، میانه روى در توانگرى، فروتنى در عبادت، آراستگى در تهیدستى، بردبارى در سختى). قوّت او در دین، همان التزام او به پرهیز از حرام، رعایت احكام شرع و دعوت دیگران به مسیر هدایت بود. ما نیز علاوه بر آنكه قوّت او در دین را از همه رفتار و گفتارش درمی‏یابیم، گفته‏های دیگران را درباره وی، نیز به عنوان مُهر تأییدی بر آن می‏افزاییم. “مرحوم آقای حافظیان از ریاضت كشان بزرگ و متعـبّد به سلوك شرعی بود. وی از بزرگان اهل نَفَس و دعا و استاد مسلّم علوم غریبه بود … او به زودی در اثر استعداد سرشار، نزد استادش مرحوم آقا شیخ حسنعلی نخودكی (ره) بسیار مقرّب گردید و گوی سبقت را از دیگران ربود. استاد در مكتب و مجلس درسش نور صفای وارستگی و آزادگی را در سیمای سید ابوالحسن دقّت می كرد و به هوش و ذكاوت او اقرار می‏نمود. نبوغ سید ابوالحسن حافظیان (ره) در نوجوانی به ظهوری كرامت گونه رسید و بارقه عرفان در او تجلّی یافت. صرف و نحو، ریاضی، طب، نجوم، هیأت، فقه و اخلاق از علومی هستند كه این بزرگمرد علم و عرفان و اخلاق نزد اساتید فراگرفت و در هر یك از آنها به كمالی شایسته و بایسته نائل آمد. (حافظیان، 1390، ص15)

 

 نتیجه:

علامه حافظیان (ره) آراسته به فضیلت‏های انسانی چون ایمان به خدای یكتا، تخلّق به اخلاق الهی و خدمت به خلق خدا بود كه شواهد بسیاری مؤید آنست. رعایت احكام شرع و دعوت دیگران به مسیر هدایت، توجّه به عالم باقی و قطع وابستگی از دنیای فانی، قوّت در دین، اهتمام در آموختن، عزم جزم برای تحقّق اهداف و تحمّل نشیب و فراز، از جمله ویژگی‏هایی است كه مولای متّقیان در خطبه متّقین، خطبه 193 نهج البلاغه، به اصرار همّام، یكی از یاران با معرفت خود در وصف پرهیزكاران فرموده است. در این مقاله به چند مورد از اوصاف متّقین و تطبیق رفتار مرحوم حافظیان (ره) با یكایك آنها اشاره شد. بی شك نظر مبارك امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در تبیین اوصاف پرهیزكاران، دعوت مستعدّان امّت اسلامی به رعایت همه این موارد در زندگی روزمرّه بوده است، تا هركس با خودسازی، به نحو احسن به عبادت و خدمت خالصانه بپردازد.

منابع:

  1. امام علی (ع)، نهج البلاغه.
  2. حافظیان (ره)، سید ابوالحسن(1390(، شرح و تفسیر لوح محفوظ، چاپ هشتم، سازمان چاپ و انتشارات، تهران.
  3. حافظیان، سیده قدسیّه (فیروزه)، (1389(، حافظ اسرار، نشر مؤسّسه فرهنگی خاتون قلم، تهران.
  4. حكیمی، محمّدرضا، (1384(، مكتب تفكیك، چاپ نهم، انتشارات دلیل ما، قم.
  5. موسوی مطلق، سیدعبّاس، (1388)، مظهروصف خدا (خاطرات حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالقائم شوشتری(، انتشارات دانشیاران ایران.
  6. موسوی مطلق، سیدعبّاس، (1388)، بوستان معرفت (برگرفته از درک محضر پر فیض جلسات اخلاقی عارف الهی حاج شیخ عبدالقائم شوشتری)، انتشارات دانشیاران ایران.
  7. اشعاری که به صورت کپی سرکار خانم سیده قدسیّه (فیروزه) حافظیان مرحمت فرمودند.

8- Imam Ali, Nahjul Balagha, (1375 A.H.), translated by Sayed Ali Reza in Kerachi, Ansariyan Publications

* در اواسط دهه سی (سال‏های 1337 و 1338) حق تعالی به مرحوم مغفور آقای حاج سید ابوالحسن حافظیان (ره) توفیق مرحمت فرمود كه با همّت مردانه و سعی جانانه خود، ضریح مطهّرحضرت ثامِنُ الائِمّة صَلواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَیهِ را تجدید فرماید. (حافظیان، 1390، مقاله استاد مهدوی دامغانی، ص 178)

 

لینک دانلود مقاله: خطبه ی متّقین و علّامه حافظیان (ره)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 4 = 5